سلوووووووووووووووووووووووووم دوباره
من نتونستم چند روز بیام و وبلاگ نی نی مون رو اپ کنم اخه نتم قطع بود . . . شهریار خوچولو امروز واکس زده بعد اینگده گریه کرد دلم اب شد الهی قربونش بشم اصلن اروم و قرار نداشت شیمکو وقتی حریره بادوم بهش دادیم....اصلن دردو یادش رفت ...
نویسنده :
خاله جون
1:36
خريد
ديشب بعد اين كه اخرين پست رو تو وب گذاشتم با هم رفتيم تا برا شهريار خوچولو خريد كنيم هيچي نبود يعني بود ها ولي يا قشنگ نبود يا برا بچه راحت نبود فقط تونستيم دو تا پوليور بگيريم همين.....حالا اينا كه مهم نيست وقتي وارد فروشگاه شديم جاي اين كه يه عالمه خانم فيس و افاده اي بد عنق اون جا باشن پر از بچه كوچو لو بود كه يكي شون رگال رو تكون مي داد اون يكي از تو اتاق پرو داد مي زد مامان پوشيدم بعدي رو بده.....و يا عالمه همه شاد بودن و مي خنديدن .......... كلي ذوق كردم و با اين كه تو خريد كردنا حالم خيلي بد نشد ولي اين بار كلي خوجحال برگشتم خونه............. . . . . . واي محمد حسين عاشق فرني و حريره با دوم شده ...
نویسنده :
خاله جون
12:01
يه اثر هنري
..............
مي دونيد چرا اسم وبو گذاشتم شهريار كوچولو؟ چون ما خانوادتن خيلي شهريار رو دوس داريم حالا هم كه اسم ني ني مون شده محمد حسين بيشتر وقتها شهريار صداش مي كنيم . . . . . باورتون مي شه محمد حسين ما شبيه اين عكسه باش؟ ...
نویسنده :
خاله جون
18:17
شروع خوب
سلام به همه مامان ها ني ني دار................ من اصلا مامان نيستم.........حتي ازدواج هم نكردم 16 سالم هم بيشتر نيست ولي يه خاله خوچولويم.......خاله ي محمدحسين كه يه خوچولو با نمكه.........نمي دونيد چقدر ماهه...........كلي دوسش دارم الان 7 ماهه اش كلي دوسش دارم..... . . . . . . اينم منم وقتي دارم سعي مي كنم ساكتش كنم ...
نویسنده :
خاله جون
17:56

